ملا خليل بن غازي القزويني
446
صافى در شرح كافى (فارسى)
مَا جَاءَ فِي الاثْنَىْ عَشَرَ وَ النَّصِّ عَلَيْهِمْ عليه السلام » به عنوان حديث قدسى كه : « سَيَهْلِكُ الْمُرْتَابُونَ فِي جَعْفَرِ ؛ الرَّادِّ عَلَيْهِ كَالرَّادِّ عَلَيَّ » . الْبَدْء ( به فتح باء يكنقطه و سكون دال بىنقطه و همزه ، مصدر باب « مَنَعَ » ) : احداث چيزى . الخَلْق ( به فتح خاء بانقطه و سكون لام ، مصدر باب « نَصَرَ » ) : تقدير و تدبير ؛ و شايد كه اين جا به معنى اسم مفعول باشد . و اين ، اشارت است به امثال آيت سورهء انبيا كه : « كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ » « 1 » و ردّ است بر فلاسفه و صوفيّهء اتّحاديه كه قائلاند به قِدَمِ عالَمِ اوّل با اقرار به مغايرت ميان مؤثِّر و اثر ، بِالذّات ؛ و دوم با دعوىِ اتّحادِ اثر و مؤثِّر ، بالذّات و تغاير آنها بالاعتبار . وَ مَا هُوَ كائِنٌ إلى يَوْمِ القِيامة عبارت است از آنچه باقى است - بِشَخْصِهِ ، يا بِنَوْعِهِ - تا روز قيامت . خَبَرُ السَّمَاءِ وَ خَبَرُ الْأَرْضِ عبارت است از امثال آيت سورهء طلاق : « اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ » . « 2 » مَا كَان عبارت است از امثال طوفان نوح كه واقع شد و باقى نماند ، نه بِشَخْصِه و نه بِنَوْعِهِ . مَا هُوَ كائِن عبارت است از آنچه واقع مىشود در حال يا بعد از اين و نبوده ، نه بِشَخْصِهِ و نه بِنَوْعِهِ . مُشارٌاليهِ ذلك مجموع چيزهايى است كه مذكور شد ؛ و علم به بعض آن مجموع كه حوادث آينده است ، به اين روش است كه علم به حوادث هر سال ، در شب قدرى كه ابتداى آن سال است - مثلًا به هم مىرسد به استنباط از قرآن ، و در اعتقاد به حوادث آن سال كه پيش از آن شب قدر به هم رسيده باشد ، بدا مىرود ؛ چون پيش از استنباط از قرآن است ، چنانچه مىآيد در « كِتَابُ التَّوْحِيد » در باب بيست و چهارم كه « بَابُ الْبَدَاءِ » است .
--> ( 1 ) . انبيا ( 21 ) : 104 . ( 2 ) . طلاق ( 65 ) : 12 .